نقشی از عشق



مونمارتر را به بسیاری چیزها می توان بیاد آورد،به مولن روژ وکلوپ های شبانه اش ،به میزبانی اش از هنرمندان بنامی چون پیکاسو ودلیدا،وبه ساکره کور،کلیسای بزرگی که به قصد ابراز ندامت از خونریزی بسیار در جریان انقلاب فرانسه وبرای کسب آمرزش آنان بنا شده وبسیاری دیگر ،دراین روزهای آفتابی پاریس که به حقیقت جمعیت خارجی وگردشگرش از ساکنین بیشتر است در مونمارتر غوغاست،هر کوچه خود مشتریانی دارد وهر کالا خریدارانی،پیگال وآن همه بی شرمی وجسارتش،عده زیادی را مشغول می کند وطرفه آنکه کمی بالاتر ساکره کور وهمه آن قداست وپاکی اش هم فراوان گردشگر به خود می بیند واین میان چه بسیارند که پس از نوازش پیگال به آستان ساکره کور می شتابند تا مگر دنیا وعقبی را باهم دریابند ،که ازین نمط ما نیز بسیار بسامان خود دیده ایم،بگذریم در این میانه آنچه مشتری گزیده دارد کوچه هایی است که به آتلیه پیکاسو منتهی می شود،به شوق دیدن آن ،کوچه ها را پرسان پرسان گذشته به آ ن آتلیه رسیدم ،لختی ودرنگی




آتلیه پیکاسو در مون مارتر

در بازگشت در گوشه ای دو اثر بسیار جذاب چشم را به نگاه می خواند ،نخستین کلیسایی آجری با نقش ها وقطاربندی های شرقی ،اسلامی،بگذارید بگویم ایرانی ،که گرچه شاید الگوی آن معمار، معماری تونس ،مراکش ویا الجزایربوده ولی مگرآنها خود از کجا آمده بودند،حکایت تومار توپقاپی است که رساله مهندس ایرانی سده ده ویازده به کاخ توپقاپی استانبول یافت شد وبدین سبب برغم خط وربط وهویت معمار ،اثری ترک خوانده شد واین بعید نبود از همسایه عادل که پیشتر همه آن دیوان کبیر ومصنفش راترک دانسته بود بماند ،حال نمی توان پنداشت که درآن گستره تمدن اسلامی هنر معماران ایرانی که به هند وچین رفته بود به آفریقا نرفته باشد؟ ردیف بندیهاوقطار بندیهای درگاه ورودی به مقرنس نرسیده بودند اماترکیب آن کاشیهای لاجوردی وفیروزه ای با آجر جداره ها چه دلفریب می نمود ودردل نگارنده دور از سرزمین حسی نوستالژیک می انگیخت،آنهم در دل مونمارتر وآنهمه شیطنت




.
اثر دوم بسیار متفاوت از کلیسا وهم نوآتر با آن حال وهوا می نمود،در انتهای بوستانی برگذر خیابان دیواره ای از کاشی سیاه به ارتفاعی قریب به شش متر وهمه پوشیده از جملاتی به همه زبانها وبا بسیاری الفباها که"دوستت دارم"،به عبارتی دیوار عشق بود این جامه سیاه که با خطوطی سپید نقشش کرده بودند ،چنان که انتظار می رفت جمله ای به پارسی نیز که دوبار در دومکان نقش شده به چشم می آمد که"من ترا دوست دارم"باخود فکر می کردم که شاید"من تو را دوست دارم"یا "دوستت دارم"بنگارش صحیح تر می نمود ،اما این دیگرخرده ای نبود بر آنهمه فریاد عشق که به هر زبان وبه هر خط برآن دیوار نوشته شده بودوچه شیرین می نمود بر هر رهگذر ،چه هرکس خود به زمانی وبزبانی بارها این جمله به عزیزی گفته ،بقول حافظ"از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که دراین گنبد دوار بماند"ازجمله دیگر ابرازعشقها از I LOVE YOUوJ t’aimeکه بگذریم آنچه به الفبای عربی چون الفبای ما بود ولاجرم می شد خواندش وجالب بود،"احبک"عربی و"سیویوروم" ترکی،قصه همه عاشقان این جهان که در فغان از عشق همین یک معنی را بزبانهای مختلف می نالند وروزگارشان چون دل آن دیوار سیاه است از جفای معشوق









.
مونمارتر تنها بلندی پاریس محسوب می شود تپه ای در دل پاریس که در گذشته ها که پاریس محدود می شد به بولوار کرسل امروز ،اینجا حومه بود وچون بر بلندی است محلی مناسب برای آسبادها،براساس تصاویر باقی براین تپه تاجای ممکن آسبادها بنا کرده بودند ومردم گندم خود بدانها می سپردند تا آرد گردد،



منظره ای همچون آسبادها بر تپه نشتیفان خواف خودمان،از طرفی دیگر بسالهای 1890 تا 1930جوان های آلامد پاریس در حوالی خیابانها ی نوتاسیس مونمارتر می چرخیدند تا خانم هایی که به قصد دلبری در گذر بودند را به نظاره بنشینند وحرفی وکلامی وشاید حاصلی، هم ازینروست که اولین تماشاخانه با رقصندگان آن چنانی در مون مارتر بنیاد شد وبه نماد این تپه ها در رنگی خیره کننده ،آسبادی سرخ نشانش شد وآن شد که می شناسیمش به مولن روژ،یا آسباد سرخ،نکته اصلی در ایده این تماشاخانه ترکیب سیرک وآشپزی بنام فرانسوی است ،هنگام که هنرمندان در حال اجرای برنامه بر سن تماشاخانه اند بینندگان از غذاهای لذیذ سرو شده کمال لذت را می برند ،وبرای یک سئانس آن وحضور در تاریخ این تماشاخانه که هنوز همان فضا ودکور دهه بیست وسی را حفظ کرده باید 150 یورو بپردازید ،حال می ارزد یا خیر ،از آنها باید پرسید که دیده اند وچشیده اند،اینقدر معلوم است که صف خریداران بلیط هیچ خلوت نمی شود،

Comments

Popular posts from this blog

دوبایزید

تهران

رکود