سفرنامه هند4

photo by kambiz moshtagh gohari


معماری ایران وهند برغم شباهت های بسیار تفاوتهای بنیادی دارندوآن نوع بکارگیری تزیینا ت در وبرکالبد معما ری است.در معماری ایرانی آنچه که در فاصله قابل درک است تنها کالبد وفرمهای اصلی است که هر کدام به رنگی قابل تشخیص اندوهنگامی که فاصله کاسته می شود وبه نزدیکی چند متری بنا می رسیم می توان به درک مناسبی از جزییات تزیینات دست یافت،که آنهم در قالب مدولهایی در تناسبات بنا بکار رفته اند.اما در معماری بسیاری از بناهای هند بجز استثنا هایی نظیرمقبره همایون ،تاج محل وفاتح پور سیکری که معمارانی ایرانی تبار داشته اند خلوص فرم وفضا قابل درک نیست(که البته آنها هم مصون از حجاریها وتزیینات پرکار نمانده اند).این نکته را می توان براحتی در مقایسه یک گنبد نار ایرانی وگنبد پیازی هندی دنبال نمود ،گنبد های نار ین ساده وخالص با انحنای قابل درک ومقیاس قابل فهم آنهنگام که به هند می رسند در آوار تزیینات وتقسیمات نصف النهاری بهمراه اجزای پیازی گنبد محو می شوند والبته بناهایی چون مقبره همایون وتاج محل استثنا باقی می مانند که از قضا هردو بناتوسط بزر گانی از خانواد ه شیرازی ها ساخته شده اند ،آن آخری توسط عیسی شیرازی فرزند قوام الدین همو که شاهکار زیبایش در خواف(غیاثیه خرگرد)را پیشتر آورده ام.از زیباییهای بسیار هند یکی که گاه بگاه جلوه می نماید وروح وقلب ایرانی مان را می فشارد از شوق طرفه اشعار وابیاتی است که بر جداره های سنگ وکاشی بسیاری از بناها از زمان سلاطین مغول هند تا همین اواخر نقش بسته ،ابیاتی به سبک هندی که از تختگاه شاه جهان در آگرا فورت گرفته تا اشعاری بر درگاه ورودی ساختمان هییت دولت در دهلی ،آن یکی به چهارصد واندی سال پیش بر سنگ خاره ای نقش گردیده، اند ربرکات وجود چنان شاهی وین در آستانه استقلال هند اندر مزایای کشاو رزی وزرع که از زر برتر است.موجبات حیرت ،شگفتی والبته قدردانی است این آغوش گسترده خویشان هندیمان که همواره نسبت به انچه ایرانی است از دین وآیین گرفته تا هنر وفرهنگمان را پذیرا بوده اند وحفظ کرده اند،چنانکه در تمامی روزگار تلخ تاریخ ایران در حمله اعراب پارسیان را و شیعیان اسماعیلی را در کشتار عباسیان ودر بیدادمذهبی صفویه مسلمانان سنی وکیشهای دیگر را ودر غائله بابی کشی وبهایی کشی قاجار ،پیروان این مذاهب را پناه داده تا امروز حفظ کرده اند ،واز قضا بسیاری از اینان نیز در این کشور از در قدر دانی درآمده بسیار کوشیده اند ،ازجمله تا تا که از جمله پازسیان هند است ومهمترین کارخانجات اتومبیل سازی وارتباطات را مالک است وخطوط هوایی بزرگی را هم اداره می کند.
عجایب ایرانی هند بسیار است چنانکه یکی از مهمترین وپر بیننده ترین بناهای هند ودلهی لوتوس تمپل یا معبد نیلوفر است، این معبد از جمله معابد بهایی های هند است که از بزرگترین مشرق الاذکار به تعبیر پیروان این دین محسوب می شود .این معبد که همچون گل نیلوفر آبی در کالبد بیرونی خود بنظر می رسد ودر هییت یکی از مقدس ترین نمادهای هندی میترایی قرار می گیرد در فضای داخلی شمسه ای ایرانی را به تصویر می کشد که نمادی کهن وایرانی میترایی است،بعبارتی این معبد خود بزبانی دیگر تمثیلی از پیوند وخویشی نزدیک فرهنگ وتاریخ ایران وهند است،معمار بنا فریبرز صهبا معمار برجسته ایرانی است فعالیت های اجرایی این بنا گویا بسال 1992 پایان می پذیرد واین بنا که در محله بها آباد دهلی بنا گشته به خیل مراکز توریستی مذهبی هند اضافه می شود ،بیراه نیست ادعا شود زیباترین وپر بازدید کننده ترین بناهای تاریخی ومدرن هندوستان را معمارانی ایرانی پی افکنده اند چه با وجود انبوه قصرها ومعابد درایالتهایی چون راجستان تاج محل درآگرا می درخشد وبتنهایی یکی از مهمترین سمبل های ملی هندیان است وبرغم ساختار عظیم معماری وشهرسازی که لو کوربوزیه معمار بزرگ فرانسوی در چاندیگار پی افکنده سکوت وانزوایی ملالت بار آثارش را احاطه نموده واین لوتوس تمپل فریبرز صهباست که همچون نگینی در دلهی می درخشد.واین ممکن نمی شد اگر این دو معمار بزرگ ایرانی ،شیرازی وصهبا درکی بزمان از ماهیت photo by kambiz moshtagh gohari معماری وهویت ایرانی اش نمی داشتند.در هردو این بناها اجرایی دقیق وعالی با مصالحی مرغوب چشمگیر است وگرچه محروم ماندم از عکاسی اندرون لوتوس تمپل بدلیل ممنوعیت عکاسی اما نقش آن شمسه عظیم سه بعدی با کاسه سازی های حجمی اش را بر ضمیر حک کردم،حیرت انگیز ومحیرالعقول بود چنین برداشت باشکوه وبروز از یکی از الگوهای معماری ایرانی که ازریشه ای عمیق در فرهنگ هندو ایرانی برخورداراست.
شاید هیچ کدام از بناهای هند نتواند شکوه حضور روحی بزرگ را همچون مهاتما گاندی را در خود جای دهد ،این اتفاقی است که برای مجموعه یادبود گاندی این معلم بزرگ بشریت در شناخت مبارزات مسالمت آمیز وقدرت عشق افتاده است ،بنا در تعامل با آنچه که در خود جای داده در تواضع وتعاملی کامل با طبیعت طراحی شده واز بیرون هییت تپه ای را بخود می گیردکه بر گرد حیاطی درونی با مرکزیت سنگ یادبود گاندی خسبیده است،همانجا که آتشی خرد برفراز سنگ خاره ای سیاه در اشتعال است تا جاودانگی سرشت های پاک را به تمثیل کشد،کسانی چون گاندی که با چرخ ریسندگی کوچکی ،سواداشی ،به پیکار با بزرگترین استعمارگران برخاست وطرفه آنکه پیروز بود،همو که حتی در لحظه ترورش،ن جوان خیره سر هندو را هم دعا کرده بخشید وبدین گونه خود اسطوره ای برای آنچه می گفت شد.او تنها با بکار بستن آنچه که در هر کوچه ومحله هند عیان مینماید،اهیمسا ونیازردن حتی کوچکترین صاحب حیات را به ابزاری سهمگین در مبارزه بدل ساخت.اندیشه وکرده های این مرد چنان احترام وتحسینی را در بازدیدکننده بر می انگیزد که خاطره حیرت آورترین آیین ها وشکوهمندترین بناها هم از خاطر محو می گردد ،آرزو که ما همگنان خاوری این نژاد کهن بتوانیم از عموزادگان هندی خود آنرا بیاموزیم
.

Comments

Popular posts from this blog

دوبایزید

تهران

رکود