سفرنامه هند2





این سالن های ترانزیت فرودگاه ها همیشه مرا به شگفتی احساس تعلیق مکان وزمان هویت وملیت فرو برده اند زمانی که به فراخور جهت پرواز پیش یا پس رفته است مکانی که بدلیل ماهیت وجودی اش به جهت وقفه در پرواز وجوب یافته است ومکانی است که نیست بخشی از پروازبه مقصدی است که معلق مانده وهنوز انجام نمی پذیردازینرو بر زمینی ونیستی این تعلیق زمان ومکان از منظر معنی تجربه ای است یکه که هنوز تالی کالبدی ومعماری اش را درنیافته ام وندیده ام مردمانی از هر گوشه دنیا به هزار رنگ وهزار زبان وعادت از کنار یکدیگر می گذرند وپس از کسری از روز در قاره ها وکشورهایی دور از هم سکنی می گیرند.به برزخ می مانند این فرودگاه ها پیش از نفخ صور ورستاخیز کلافه از بلاتکلیفی منتظر اعلام مقصد وحرکت حتی به جهنمی سوزان چون اعماق کویرند مسافرانش .یک چنین تجربتی در تعلیق مکان را می توان در نمایندگی کنسولی کشورهای دیگر در کشور میزبان نیز آزمود سفارتخانه هاو کنسولگریهاهم چالشی ارضی در کشور میزبان محسوب می گردند وبواسطه قوانین حقوق بین الملل جزیی از خاک کشور مادرند اما در سرزمینی دیگر وتنها مالک عرصه واعیان ملک خود ند ونه آسمان وعمق زمینش. سرزمینی بدون زمین وآسمان براستی خود حکایتی نو است در باور سرزمینی که تنها بر روی کاغذ اعتبار دارد وما طنز نبودش را یکبار آزمودیم بگاه نوپایی دگرگونی های معاصرسرزمین مان .

Comments

Popular posts from this blog

دوبایزید

تهران

رکود